برو بالا

مجموعه مقالات پایان نامه لونا پروژه

ایمنی زیستی

نوشته شده در آبان ۸, ۱۳۹۵ | 125 views

مقدمه:
در حالیکه فقط حدود ۲۰ سال از تولید اولین گیاه دست ورزی شده ژنتیکی در جهان می‌گذرد، روند پذیرش، کاشت و تولید گیاهان زراعی تراریخته بویژه در ده سال اخیر به سرعت افزایش یافته است به طوریکه د سال ۲۰۰۳ بیش از ۷/۶۷ میلیون هکتار از اراضی زیر کشت دنیا به زراعت گیاهان تراریخته اختصاص یافته است.
درک مناسبی از مزایای این گیاهان و نیز بررسی این موضوع که چرا زراعت گیاهان تراریخته مورد استقبال جدی کشاورزان آمریکا و دیگر کشورهای جهان قرار گرفته و همینطور چالش‌ها و نگرانی‌هایی که مصرف کنندگان تولیدات گیاهان تراریخته با آن روبرو هستند.
فصل اول
وضعیت فعلی محصولات تراریخته در جهان اعتقاد بر این است که اولین رهاسازی محصولات تراریخته در سال ۱۹۹۴ در آمریکا صورت گرفت که در مورد گوجه فرنگی بود. هر چند که قبل از آن در سال ۱۹۹۳ کاشت توتون تراریخته (توتون بیان کننده ژن‌های پروتئین پوشی ویروس موزاییک توتون و ویروس موزاییک خیار) در سطح وسیعی در چین صورت گرفته بود. طبق آما ISAAA امروزه کل مساحتی که در سراسر جهان به صورت تجاری به پرورش محصولات تراریخته اختصاص یافته است. حدود ۱۷۵ میلیون هکتار در ۱۶ کشور مختلف است که این معادل یک دهم کل زمین‌های حاصلخیز و در دسترس جهان می‌باشد. در این بین امریکا با ۶۸ درصد و آرژانتین با ۲۲ درصد بیشترین سهم را در تولید محصولات تراریخته دارا هستند. در بین محصولات ذرت تراریخته مخصوصا ذرت مقاوم به حشره بیشترین میزان کشت را دارا بوده است که بعد از آن پنبه تراریخته و کلزا دارای بیشترین سطح زیر کشت بوده‌اند. همچنین ۴۶ درصد از سویای کشت شده سویای تراریخته بوده است.

آخرین وضعیت محصولات تراریخته
آخرین وضعیت محصولات تراریخته جهان تا پایان سال۲۰۰۴
براساس گزارش ISAA سال ۲۰۰۴ سال ماقبل آخر از اولین دهه عمر تجاری محصولات تراریخته و به عبارتی محصولات بیوتکنولوژی است.
در سال ۲۰۰۴ برای نهمین سال متوالی سرعت رشد این محصولات افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته  واز ۱۵% در سال ۲۰۰۳ به ۲۰% در سال ۲۰۰۴ رسیده است. براساس آخرین ارزیابی‌های انجام شده سطح زیر کشت محصولات تراریخته از ۷/۶۷ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۸۱ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۴ رسیده است.
این افزایش سطح زیر کشت در ۱۷ کشور جهان و شامل اشتغال ۲۵/۸ میلوین کشاورز می‌باشد.
نکته قابل توجه این که ۹۰% این افزایش بهره برداری مربوط به کشاورزان فقیر کشورهای توسعه یافته است که از طریق کشت محصولات تراریخته درآمد خود را افزایش داده و گامی در جهت کاهش فقر برداشته‌اند.
مهمتریم محصولات تراریخته در سال ۲۰۰۴ شامل سویای مقاوم به علف‌کش (۴/۴۸ میلیون هکتار)، ذرت B.t (2/11 میلیون هکتار) پنبه B.t (5/4 میلیون هکتار) و مابقی ذرت مقاوم به علف کش، کلزای مقاوم به علف کش، ذرت B.t و مقاوم به علف عکش، پنبه B.t و مقاوم به علف کش و نهایتا پنبه مقاوم به علف کش می‌باشند.
در سال ۲۰۰۴ حدود ۵% از ۵/۱ میلیارد هکتار اراضی کشاورزی جهان به کشت محصولات تراریخته اختصاص داشته است.
همچنین از مجموع ۲۸۴ میلیون هکتار از اراضی زیرکشت چهار محصول مهم تراریخته حدود ۲۹% آن تراریخته بوده است. پیش بینی می‌شود که سال ۲۰۱۰، هکتار سطح زیرکشت محصولات تراریخته به ۱۵۰ میلیون هکتار، شامل ۱۵ میلیون کشاورز در ۳۰ کشور جهان باشد.
وضعیت کشورهای تولید کننده محصولات تراریخته
عمده کشورهای تولید کننده محصولات تراریخته در سال ۲۰۰۴، که بیش از ۵۰ هزار هکتار سطح زیر کشت این نوع محصولات داشته اند، از ۱۰ کشور در سال ۲۰۰۳ به ۱۴ کشور در سال ۲۰۰۴ افزایش یافته است.
کشورهای پاراگوئه، اسپانیا، مکزیک و فیلیپین چهار کشوری هستند که برای نخستین بار در سال ۲۰۰۴ به جمع تولیدکنندگان عمده محصولات بیوتکنولوژی پیوسته‌اند.
۱۴ کشور عمده تولید کننده محصولات تراریخته به ترتیب عبارتند از:
آمریکا ۶/۴۷ میلیون هکتار (۵۹% از کل مساحت)، آرژانتی ۲/۱۶میلیون هکتار (۲۰%)، کانادا ۴/۵ میلیون هکتار (۶%) ، برزیل ۰/۵میلیون هکتار (۶%) ، چین ۷/۳میلیون هکتار (۵%)، پاراگوئه۲/۱میلیون هکتار (۲%)، هندوستان ۵/۰میلیون هکتار(۱%)، آفریقای جنوبی ۵/۰میلیون هکتار (۱%)، اروگوئه ۳/۰میلیون هکتار (۱% <)، استرالیا ۲/۰ میلیون هکتار (۱%<)، رومانی ۱/۰ میلیون هکتار (۱%<)، مکزیک ۱/۰ میلیون هکتار (۱%<) اسپانیا ۱/۰ میلیون هکتار (۱%<) و فیلیپین ۱/۰ میلیون هکتار (۱% <).
در هندوستان زیر کشت پنبه B.t از ۱۰۰ هزارهکتار در سال ۲۰۰۳ به ۵۰۰ هزار هکتار در سال ۲۰۰۴ افزایش یافت. یعنی سطح زیر کشت پنبه تراریخته این کشور حدود ۴۰۰% افزایش داشته است و این در حالی است که این میزان افزایش در اوروگوئه ۲۰۰% در استرالیا ۱۰۰% در برزیل ۶۶%، در چین ۳۲%، در آفریقای جنوبی ۲۵% در کانادا ۲۳% در آرژانتین ۱۷% و نهایتا در آمریکا ۱۱% بوده است.

در اروگوئه بیش از ۹۹ % کل سطح زیر کشت سویا، تراریخته می‌باشد که با احتساب ذرت تراریخته، مجموع سطح زیر کشت محصولات تراریخته در این کشور به ۳۰۰ هزار هکتار می‌رسد.
استرالیا با پشت سرگذاشتن دو سال خشکسالی شدید ۸۰% از کل سطح زیرکشت پنبه خود را به کشت پنبه تراریخته اختصاص داده است. برزیل سطح زیر کشت سویای تراریخته خود را از ۳ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۵ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۴ افزایش داد.
چین برای هفتیم سال متوالی سطح زیر کشت پنبه تراریخته خود را افزایش داده و از ۸/۲ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۷/۳ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۴ رسانده است؛ یعنی چیزی حدود ۶۶% از کل سطح زیر کشت ۶/۵ میلیون هکتاری پنبه این کشور تراریخته می‌باشد.
به عبارت دیگر چین بزرگترین کشور تولید کننده پنبه تراریخته از سال ۱۹۹۷ تاکنون می‌باشد.
آفریقای جنوبی در گزارش خود افزایش سطح زیر کشت ذرت، سویا و پنبه تراریخته خود را چیزی حدود ۲۵% اعلام کرده است. در کانادا سطح زیر کشت کلزا ذرت و سویای تراریخته ۲۳% از کل سطح زیر کشت ۴/۵ میلیون هکتاری این محصولات را تشکیل می‌ده به طوری که در سال ۲۰۰۴، ۷۷% از کل کلزای این کشور تراریخته بوده است.
اسپانیا تنها کشور اروپایی است که سطح زیر کشت محصولات تراریخته خود را افزایش داده به طوری که سطح زیر کشت ذرت B.t در اسپانیا ۸۰% افزایش داشته و از ۳۲ هزار هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۵۸ هزار هکتار در سال ۲۰۰۴ رسیده است.
در ناحیه اروپای شرقی و در کشور رومانی سطح زیر کشت سویای تراریخته تا بیش از ۵۰ هزار هکتار در سال ۲۰۰۴ گزارش شده است. دو کشور مکزیک و فیلیپین هم که برای نخستین بار به جمع تولیدکنندگان محصولات تراریخته پیوسته‌اند، حدود ۵۲ هزار هکتار ازکل ۷۵ هزارهکتار سطح زیرکشت خود را تراریخته اعلام کرده‌اند.
ارزش بازار جهانی و اثرات محصولات تراریخته
براساس پیش بینی سرویس Cropnosis ارزش بازار جهانی محصولات تراریخته در سال ۲۰۰۴، ۷/۴ میلیاد دلار بوده است که این مقدار معادل ۱۵% از بازار ۵/۳۲ میلیارد دلاری حفظ نباتات در سال ۲۰۰۳ و ۱۶% از بازار ۳۰ میلیارد دلاری فروش بذر جهان بوده است.
پیش بینی می‌شود این رقم در سال ۲۰۰۵ به بیش از ۵ میلیارد دلار برسد. به طور کلی در طول ۹ سال یعنی از سال ۱۹۹۶ تا پایان سال ۲۰۰۴، ارزش بازار جهانی محصولات تراریخته به ۲۴ میلیارد دلار رسیده است.
محصولات تراریخته از طریق تولید بیشتر مواد غذایی، علوفه و الیاف عاری از آفت کش‌ها، می‌توانند علاوه بر ایجاد محیط زیستی پایدارتر، فواید زیادی نیز برای مصرف‌کنندگان و جامعه داشته باشند.
براساس پیش‌بینی‌های دولت چین، تا سال ۲۰۱۰، حدود ۵ میلیارد دلار از محل تولید محصولات تراریخته عاید این کشور خواهد شد. که یک میلیارد دلار آن از محل تولید پنبه B.t و ۴ میلیارد دلار دیگر از محل تولید برنج B.t (که در آینده نزدیک به بازار عرضه می‌شود) خواهد بود.
اقتصاددان‌های استرالیا در یک بررسی اقتصادی که بر روی بذور تراریخته، دانه‌های روغنی، میوه‌ها و سبزی‌های تراریخته انجام دادند به این نتیجه رسیدند که تا سال ۲۰۱۵ تولید این محصولات چیزی حدود ۲۱۰ میلیارد دلار سود اقتصادی در برخواهد داشت که در این میان کشورهای با درآمد متوسط و بالا حدود ۱۰% سود و کشورهای با درآمد پائین حدود ۲۰% سود خواهند بود.

چشم اندازه آینده
بازارهای کشورهای صنعتی مانند آمریکا و کانادا، شاهد ورود صفات حدید مانند واریته MON863 برای کنترل کرم ریشه ذرت (۷۰۰ هزار هکتار) و TC1507 برای کنترل طیف وسیعی از لپیدوپتراها خواهد بود.
همچنین پیش بینی می‌شود که تعداد و نسبت جهانی کشاورزان کشورهای توسعه یافته که به کشت محصولات تراریخته می‌پردازند به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش پیدا کند.
در بین کشاورزان فقیر کشورهای غرب اروپا که اخیرا به اتحادیه اروپایی پیوسته‌اند نیز گرایش مشابهی برای استفاده از محصولات تراریخته و کاشت آنها وجود دارد. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد اتحادیه اروپا در اواخر سال ۲۰۰۴ با واردات دو نوع محصول تراریخته ذرت ( B.t11 و NK 603) برای مصارف غذایی انسان و حیوان موافقت کرده است.
همچنین این کمیته موافقت خود را با ۱۷ واریته دیگر ذرت مقاوم به حشرات اعلام کرده است.
واریته ذرت MON810 اولین محصول تراریخته‌ای است که با کاشت آن در همه کشورهای اروپایی موافقت شده است. این واریته فرصتی را برای کشورهای عضو اتحادیه اروپا فراهم می‌کند تا از تجاری شدن ذرت تراریخته بهره برداری اقتصادی خوبی داشته باشند.
با توجه به شواهد موجود، چشم‌انداز ترسیم شده برای سال ۲۰۱۰، شامل ۱۵۰ میلیون هکتار سطح زیرکشت محصولات تراریخته، اشتغالزایی ۱۵ ملیون کشاورز در ۳۰ کشور جهان می‌باشد.
از بین ۱۱ کشور توسعه یافته که قبلا محصولات تراریخته را برای مصارف غذایی انسان و حیوان پذیرفته بودند، ۵ کشور جزو تولید کنندگان اصلی هستند که نقش مهمی در پذیرش محصولات تراریخته در سطح جهان دارند.
این ۵ کشور شامل چین و هندوستان در آسیا، برزیل و آرژانتین در آمریکای لاتین، آفریقای جنوبی در قاره آفریقا می‌باشند که در مجموع ۲۶ میلیون هکتار از اراضی زیر کشت محصولات تراریخته(یک سوم کل محصولات تراریخته دنیا) را به خود اختصاص می‌دهند.
تولیدات این کشورها نیازهای غذایی ۶/۲ میلیارد نفر از جمعیت جهان را تامین می‌کنند.
از میان ۵ کشور توسعه یافته اصلی، چین بیشترین میزان تاثیرگذاری را در پذیرش محصولات تراریخته در آسیا، برزیل در امریکای لاتین و آفریقای جنوبی در قاره آفریقا دارند. از سال۱۹۹۶ که تجاری شدن محصولات تراریخته شروع شده، تعامل معنی داری از تجربیات و دانش بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیک گیاهان در کشورهای توسعه یافته بوجود آمد.
۵کشور اصلی تولید کننده محصولات تراریخته شامل آفریقای جنوبی، چین، برزیل، آرژانتین تجربه واحدی را به سه قاره آسیای جنوبی، آمریکای لاتین و آفریقا ارائه دادند.
تجربیات این کشورها و صدای واحد آنها نقش بسیار مهمی در پذیرش جهانی محصولات تراریخته خواهد داشت.
علاوه بر اینها معرفی برنج B.t در آینده نزدیک در چین نقش بسیار مهمی در گسترش محصولات تراریخته خواهد داشت. و براین اساس پیش بینی می‌شود که چین پرچمدار بیوتکنولوژی جهان آینده باشد.

فصل دوم
عمده محصولات تراریخته و صفات تغییر یافته آنها

در مجموع در سال ۲۰۰۴ کشت چهار محصول سویا ، پنبه، کلزا و ذرت تراریخته رشد متداومی به شرح زیر داشته است:
۱٫    سطح زیر کشت سویای تراریخته از ۴/۴۱ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۴/۴۸ میلیون هکتار (۶۰% از کل سطح زیر کشت محصولات تراریخته) در سال ۲۰۰۴ رسیده است.
۲٫    سطح زیر کشت ذرت تراریخته از ۵/۱۵ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۰/۹ میلیون هکتار (۱۱% از کل سطح زیر کشت محصولات تراریخته) در سال ۲۰۰۴ رسیده است.
۳٫    سطح زیر کشت پنبه تراریخته از ۲/۷ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۰/۹ میلیون هکتار (۱۱% از کل سطح زیر کشت محصولات تراریخته) در سال ۲۰۰۴ رسیده است.
همچنین پیش بینی می‌شود که کشت پنبه B.t در سال ۲۰۰۵ نیز رشد خوبی داشته باشد و علاوه بر کشورهای چین و هند که افزایش کشت این محصولات را خواهند داشت، سایر کشورها نیز برای نخستین بار به کشت این محصول بپردازند.
۴٫    سطح زیر کشت کلزای  تراریخته از ۶/۳ میلیون هکتار در سال ۲۰۰۳ به ۳/۴ میلیون هکتار (۶% از کل سطح زیر کشت محصولات تراریخته) در سال ۲۰۰۴ رسیده است.
در مجموع در سال ۲۰۰۴ حدود ۵% از ۵/۱ میلیارد هکتار اراضی کشاورزی جهان به کشت محصولات تراریخته اختصاص داشته است.
همچنین از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴، صفت مقاومت به علف کش در کنار صفت مقاومت به آفات همواره به عنوان صفات غالب در محصولات تراریخته بوده‌اند.
در سال ۲۰۰۴ صفت مقاوت به علف کش در سویا، ذرت، کلزا و پنبه گستش یافت به طوری که در این سال حدود ۶/۵۸ میلیون هکتار یا ۷۲% از کل ۸۱ میلیون هکتار اراضی زیر کشت محصولات تراریخته به صفت مقاومت به علف کش اختصاص داشته است.
پس از آن محصولات B.t با اختصاص ۶/۱۵ میلیون هکتار یا ۱۹% از کل ارازضی در رده دوم قرار دارند.
گیاهان دارای هر دو صفت مقاومت به علف کش و مقاومت به آفات و بویژه دو گیاه پنبه و ذرت در رده سوم قرار دارند که حدود ۹% یا ۸/۶ میلیون هکتار از اراضی زیر کشت محصولات تراریخته را به خود اختصاص داده اند که این مقدار نسبت به سال ۲۰۰۳ (۸/۵میلیون هکتار) حدود ۹% رشد داشته است.

عمده محصولات تراریخته
محصولات تراریخته غالب در سال ۲۰۰۴ و صفات آنها عبارتند از:
۱٫    سویای مقاوم به علف کش، ۴/۴۸ میلیون هکتار یا ۶۰% از کل اراضی زیرکشت محصولات تراریخته دنیا
۲٫    ذرت B.t 2/11 میلیون هکتار یا ۱۴% از کل اراضی زیرکشت محصولات تراریخته دنیا و کشت در ۹ کشور جهان، به گونه‌ای که آمریکا نسبت به ۸ کشور دیگر بزرگترین تولید کننده ذرت B.t در سال ۲۰۰۴ بود.
همچنین آفریقای جنوبی به طور ویژه‌ای کشت ذرت B.t خود را برای مصارف غذایی تا حدود ۱۵۵ هزار هکتار افزایش داد که نسبت به سال ۲۰۰۱ که برای اولین بار در کشت این محصول پرداخته بود، حدود ۲۵ برابر افزایش سطح زیر کشت داشته است.
مقایسه سطح زیرکشت محصولات تراریخته و غیرتراریخته
در سال ۲۰۰۴، ۸۶ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی جهان زیر کشت سویا بوده است که از این میزان ۵۶% آن را سویای تراریخته تشکیل داده است که این میزان در سال ۲۰۰۳، ۵۵% بود.
همچنین از مجموع ۳۲ میلیون هکتار از اراضی پنبه جهان ۲۸% آن تراریخته بوده که نسبت به سال ۲۰۰۳، ۷% افزایش داشته است.
در مورد کلزا ۱۹% از مجموع ۲۳ میلیون هکتار اراضی زیرکشت کلزای جهان تراریخته بوده د رحالی که این رقم در سال ۲۰۰۳، ۱۶% بوده در نهایت از ۱۴۰ میلیون هکتار از اراضی ذرت دنیا حدود ۳/۱۹ میلیون هکتار یا ۱۴% آن تراریخته بوده است که نسبت به سال ۲۰۰۳، حدود ۸/۳ میلیون هکتار(۳%) افزایش داشته است.
به طور کلی از مجموع ذ۲۸۴ میلیون هکتار از اراضی زیرکشت چهارمحصول سویا، پنبه کلزا و ذرت، حدود ۳۰% آن تراریخته بوده است در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۳، ۲۵% بود.

فصل سوم
نگرانی‌های مصرف‌کنندگان بعضی از مصرف‌کنندگان در اروپا و سایر نقاط دنیا سئوالات و نگرانی‌های جدی در مورد غذاهای حاصل از بیوتکنولوژی دارند. با این وجود زمانیکه دولتها یا شهروندان به بیان سئوالات و نگرانی‌های خود می‌پردازند مهم است که آنان به درستی و با آنچه علم درمورد امنیت این تولیدات می‌گوید، راهنمایی شوند. اغلب تجارب در سراسر جهان اعم از خصوصی یا عمومی که براساس سالها تحقیق حاصل شده‌اند، معتقدند که غذاهای حاصل از بیوتکنولوژی جهت مصرف عموم مردم ایمن و بی‌خطر هستند.
در واقع همه شواهد موجود که زیاد هم هستند نشان می‌دهند که غذاهای حاصل از بیوتکنولوژی به بی‌خطری غذاهای معمولی که صدها سال استفاده می‌شوند. هستند. با این وجود مواردو نگرانی‌های برای مصرف کنندگان محصولات تراریخته وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

ـ آلرژی زایی:
معمولا غذاها حاوی هزاران پروتئین مختلف هستند. اگرچه اغلب پروتئین‌ها واکنش‌های آلرژیک را ایجاد نمی‌کنند، اما اساسا تمام عوامل آلرژی‌زای شناخته شده پروتئین‌ها هستند. از آنجایی که مهندسی ژنتیک می‌تواند یک پروتئین جدید را به داخل گیاه معرفی نماید، ممکن است این تکنولوژی یک عامل آلرژی زای ناشناخته یا می‌تواند یک عامل آلرژی‌زای شناخته شده را به داخل گیاه منتقل نماید.

ـ سموم:
این امکان وجود دارد که پروتئین جدید معرفی شده از طریق دست‌ورزی ژنتیکی به داخل گیاه، ایجاد مسمومیت نماید.

ـ کاهش ارزش غذایی:
ممکن است که معرفی مولکول‌هایی مثل اسیدفیتیک به داخل گیاه، باعث کاهش عناصر ضروری مثل فسفر در رژیم غذایی شود.

ـ خطرات زیست محیطی:
مطالعات محققین در دانشگاه کرنل در مورد کشنده بودن گرده ذرت حاوی ژن Bt بر روی لاروهای پروانه Monarch و نیز نتایج سایر مطالعات، وجود اثرات احتمالی منفی گیاهان تراریخته را بر روی حشرات مفید، پیشنهاد می‌کند. این امر باعث ایجاد نگرانی‌های زیست‌محیطی زیادی در مورد گیاهان تراریخته شده است. زیرا حشرات در میان نقشی که در سیستم‌های زنده دارند، به عناون گرده افشان‌های کلیدی بسیاری از گیاهان نیز شناخته شده‌اند.
ممکن است که ژن‌های مهندسی ژنتیکی شده به گیاهان غیرهدف منتقل شوند. به عنوان مثال احتمال دارد ژنهای ترمیناتور به گاه منتقل شده و باعث تولید بذور عقیم شده و خسارات عمدهای در تولید و تنوع گیاهی ایجاد نمایند یا انتقال ژن‌های متقاومت به علف‌کش به خویشاوندان وحشی گیاه تراریخته، ابرعلف هرزها (Superweeds) ایجاد شوند.
ـ جنبه‌های اخلاقی / مذهی :
بعضی از مردم به دلایل اخلاقی یا مذهبی غذاهای دست‌ورزی شده ژنتیکی را غیرقابل پذیرش می‌دانند.

عواقب پیش بینی نشده:
هیچ تکنولوژی صرفنطر از مزایایی که دارد بی‌خطر نیست و با هر تکنولوژی جدید ممکن است عواقب پیش بینی نشده‌ای نیز وجود داشته باشد. به عنوان مثال، اثرات احتمالی بیوتکنولوژی در تشدید مقاومت به آنتی‌بیوتیک‌ها، می‌تواند به عنوان یکی از نگرانی‌های اصلی مصرف کنندگان باشد. زیرا ممکن است ژن‌های مقاومت به آنتی‌بیوتیک از گیاهان تراریخته به باکتری‌های موجود در محیط منتقل و از آنجا به باکتریهای عامل بیماری وارد شود.
درک چنین پدیده ای اساسی است که نگرانی‌های مصرف کنندگان را تشدید کرده و علم بیوتکنولوژی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
بدون شک همچو حرکت عظیمی در کنار منافع فراوان آن، مضراتی بر آن نیز ممکن است مترتب باشد و از اهم آن، از آنجایی که این فن‌آوری با موجودات زنده سروکار دارد و اصولا درصدی از دستاوردهایش را مرهون دستکاری‌های ژنتیکی  گیاهان، باکتری‌ها و سلولها می‌باشد، صدمات ممکنه بر محیط زیست و گونه‌های موجود در طبیعت می‌باشد که بسیاری از آنها در حال مطالعه است و برخی فعلا به ذهن دانشمندان متصور نمی‌باشد. از این رو نیاز به قوانین رشد دهنده جهت ایجاد بستر مناسب جهت  توسعه آن و همین طور کنترلی جهت کاهش صدمات احتمالی این فناوری مهم می‌باشد،چرا که دیدگاه ما برای استفاده از طبیعت صرفا برای نسل موجود نمی باشد و آیندگان نیز دارای حق می‌باشند، لذا ظرافت موضوع در همین جا آشکار می‌شود چگونه ما قوانینی داشته باشیم که در عین عدم ممانعت از رشد و بالندگی تکنولوژی (بیوتکنولوژی) از صدمات احتمالی آن نیز جلوگیری نماید، یا قوانین محافظتی داشته باشیم که در عین کنترل باعث تسریع رشد ان نیز بشود. این موضوع نیز نباید از نظر دور شود که در یک ساختار کلی رشد و توسعه، بیوتکنولوژی در کشور ما جدای از رشد و توسعه تکنولوژی در مفهوم کلی نمی‌باشد و کلیه قوانین حاکم بر کل بر جز که بیوتکنولوژی است نیز حاکم می‌باشد.
البته این قوانین و ضوابط در یک مجموعه کلی و مرتبط قابل بررسی است. شاید بتوان در این راستا به یکی از پاراگراف‌های اقدام وین اشاره نمود بدین مضمون دولت هر کشور رو به توسعه باید یک سیاست ملی علم و تکنولوژی تدوین کند که متضمن ایفای مسئولیت‌های اساسی و معین چون طرح‌ریزی، بودجه بندی، مدیریت، هماهنگی، انگیزش، ارتقا و اجرای فعالیت‌های علمی و تکنولوژیک مرتبط با اهداف تعریف شده توسعه باشد. این اقدام مستلزم تامین کنش متقابل دقیق مابین عوامل مسئول رشد و دگرگونی نیز هست.
عکس العملهای نامطلوب به مواد غذایی
عکس العملهای نامطلوب به مواد غذایی می‌توانند به واکنش‌های سمی، غیرسمی و عدم دوست داشتن غذا تقسیم شوند.
در حالت عدم دوست داشتن غذا، غذا به دلایل فیزیولوژیکی تحمل نمی‌شود واکنش به سمیت غذا، اگر مقدار آن در غذا به حدکافی بالا باشد در هر فردی که در معرض استفاده از آن قرار بگیرد قابل رویت است. حساسیت‌های فوق العاده غذایی پیش از آنچه توسط خود غذا ایجاد شوند، به دلیل صفت خاصی در شخص مصرف کننده غذا ایجاد می‌گردند.
این عکس العملها به دو گروه آلرژی و عدم تحمل غذا قابل تفکیک هستند. آلرژی می‌تواند به عنوان یک حساسیت فوق العاده به غذا تعریف شود که در آن واکنش‌های ایمنولوژی قابل بحث هستند، در حالی که این مکانیسم‌های غیرایمونولوژی هستند که در عدم تحمل غذا نقش مهمی را بازی می‌کنند.
در اکثر آلرژی‌های غذایی سیستم ایمنی نوع خاصی از ایمونوگلوبین را در مقابل برخی از پروتئین‌های بی‌ضرر موجود در غذا تولید می‌کند و موجب حساسیتهای فوق‌العاده و فوری می‌شود.

حساسیت‌زاهای غذایی
اغلب حساسیت‌زاهای غذایی گلیکوپروتئینهایی با وزن مولکولی ۱۰-۷۰ کیلودالتون هستند. در تئوری هر گلیکو پروتئین غذایی ممکن است یک آلرژی زای غذایی باشد.
فاکتورهای مشخص کننده الرژیزایی پروتئین‌های غذایی زیادی شناخته شده نیستند ولی از آنجاییکه می‌دانیم آلرژی زاها بطور نسبی در مقابل اسید و گرما دارای ثبات بوده و به هضم مقاومند، هضم پذیری پروتئین می‌تواند یک فاکتور مهم باشد همچنین عقیده بر این است که کربوهیدرات‌هایی که در ساختمان برخی پروتئی‌ها وجود دارند میزان حساسیت‌زایی پروتئین‌ها را تعیین می‌کنند.
پروتئین‌هایی که افراد بسیاری به آنها حساس هستند به عنوان آلرژی‌زاهای عمده شناخته می‌شوند. طبق مدارک موجود در سطح دنیا ۹۰ درصد از آلرژی توسط ۸ گروه غذایی ایجاد می‌شود: بادام زمینی، شیر، تخم مرغ، سویا، میوه‌های آجیلی، ماهی، خرچنگ و گندم.

فصل چهارم
راه‌های بر طرف کردن نگرانی

ارزیابی خطرات اکولوژیکی رهاسازی محصولات تراریخته در محیط
آیا محصولات تراریخته اکوسیستم‌های طبیعی و کشاورزی را اشغال خواهند کرد؟
نگرانی‌هایی وجود دارد که رهاسازی محصولات تراریخته منجر به گیاهانی شد که علف‌های هرز کشاورزی شوندو بنابراین به مشکل بزرگ مدیریت علف‌های هرز کنونی کشاورزا ن افزوده شوند. همجنین این نگرانی وجود دارد که این گیاهان زیستگاههای طبیعی را مورد هجوم قرار دهند و در نتیجه تنوع زیستی آنها را به خطر بیاندازند. سوال اصلی در اینجا این است که آیا محصولات تراریخته می‌توانند ویژگی‌های علف‌های هرز را دارا شوند؟
چرا که در صورتی ارقام زراعی مدرن ویژگی‌های علف‌های هرز را به اندازه‌ای بدست نیاورند که بتوانند استراتژی‌های تاریخی و مهم زندگی نژادهای وحشی گونه‌های زراعی را نشان دهند توانایی شان برای تبدیل شدن به علف هرز به طور جدی به تاخیر می‌افتد.
ویژگیهای بارزعلف‌های هرز نظیر خواب بذر، انعطاف فنوتیپی، رشد نامحدود، گلدهی مداوم، تولید بذر و انتشار بذر است. این ویژگی‌ها برای انتقال برگشتی ژن به محصول را برای روشهای کشاورزی مدرن کاهش می‌دهند. علاوه بر این این ویژگی‌ها از انتقال یک یا تعداد اندکی ژن حاصل نمی شود.
پیامد اصلی تبدیل شدن یک محصول تراریخته به علف هرز تهاجم است. کلزا موضوع اکثر تحقیقات انجام شده در مورد پتانسیل هجوم محصولات تراریخته است. چرا که محصولی است که نسبتا به تازگی اهلی شده است و اغلب پتانسیل فرار از کشت و تبدیل شدن به علف هرز را داراست.
تولید بذر زیاد، ایجاد نژادهای وحشی و القای خواب بذر از طریق دفن شدن بذرها در زیر خاک از عوامل این امر است.

آیا محصولات تراریخته با سایر گونه‌ها تلاقی پیدا خواهند کرد وموجب افزایش علف‌های هرز خواهند شد؟
نگرانی‌هایی بیان شده است که محصولات تراریخته با سایر گونه‌های مرتبط هیبرید خواهند شد و منجر به وارد شدن بیماریها و علف کش‌ها را ایجاد می‌کنند پیشنهاد شده است که این ممکن است منجر به زیوایی بیشتر و انتشار علف‌های هرز شود. بنابراین بار مدیریت علفهای هرز کشاورزی توسط کشاورزان سنگین تر می‌شودو ممکن است منجر به تهاجم بیشتر زیستگاههای طبیعی و به خطر انداختن تنوع زیستی این زیستگاهها شود اینکه آیا وارد شدن ژن از یک محصول زراعی به یک علف هرز می‌تواند اتفاق بیفتد به مناسب بودن جمعیت‌های هیبرید و یقای آنها تا چند نسل بستگی دارد.
همچنین وقتی اثر بالقوه تبادل ژن بین محصولات تراریخته و دیگر گونه‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد ارزیابی اینکه آیا محصولات تراریخته هرگونه ظرفیت متفاوتی برای انتقال ژن نسبت به انواع غیر تراریخته دارد مهم است.
صفات موثر بر انتقال ژن بصورت طبیعی بین گونه‌ها پیچیده هستند و عموما در نتیجه بیان تراریخته تغییر نخواهند کرد. با این وجود این قابل تصور است که مثلا تغییرات تراریخته در رنگ گل ممکن است اثر مثبت یا منفی روی ناقلان حشره ای گرده افشانی داشته باشد.
بسته به مدیریت محصول، نر عقیمی ممکن است رقابت گرده را حذف کند و فرصت بیشتری برای گرده‌های خارجی برای تاثیر در هیبریداسیون فراهم کند. برای اکثریت صفات تراریخته محصولات تراریخته احتمال بیشتری برای انتقال تراریخته‌های خود یا هر ژن دیگر به گونه‌های دیگر نسبت به آنچه ارقام زراعی در گذشته انجام داده اند ندارند.
اگر وارد شدن ژن از یک محصول زراعی به جمعیت‌های طبیعی اتفاق بیفتد.
نکته اصلی این است که آیا اثر آن بین ارقام حاصل از تغییر ژنتیکی یا اصلاح سنتی هیچ تفاوتی را نشان می‌دهند؟
وقتی نگرانی‌های اکولوژیکی در مورد انتقال تراریخته‌ها به گونه‌های علف هرزی مورد توجه قرار می‌گیرد فنوتیپی که توسط یک ژن بخشیده می‌شود مهم است نه اینکه آیا این فنوتیپ از فرایندهای تراریخته حاصل شده است یا اصلاح سنتی.
اگر تراریخته‌هایی که مقاومت به آفات، بیماریها و تنش‌های محیطی را اهدا می‌کنند به خویشاوندان علف هرزی محصولات وارد شوند این نگرانی وجود دارد که آنها ممکن است قدرت علف هرز را در محیط‌های خاص افزایش دهند.
با این وجود اصلاح کنندگان گیاه بسیاری از ارقام با ژنهای جدید برای مقاومت به آفات بیماریها و تنش‌های محیطی را در طی سالهای متمادی آزاد کرده اند. هر اثر حاصل از واردشدن نظیر چنین صفاتی به گونه‌های علف‌های هرز در مورد محصولات حاصل از اصلاح سنتی موجب افزایش زنده مانددن و انتشار علف‌های هرز در طی تاریخ گذشته اصلاح گیاه نشده است.

قیمت : 5000 تومان
لینک کوتاه این پروژه : http://lonadoc.com/?p=7536
فرمت فایل : word
تعداد صفحات : 80 صفحه
کلیک جهت خرید کالا ، به منظور پذیرش قوانین و مقررات سایت می باشد .
ipmg


شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

سلام دنیا!
پروژه روان شناسی
پروژه های حسابداری
اخبار انگلیسی با متن